ابراهيم عاملي ( موثق )

286

تفسير عاملي ( فارسي )

زندگى گرفتار دغدغه و نگرانى مىشود و انديشه هاى باطل او را آسوده نمىگذارد ، پيوسته شيطان به دل او خارى مىخلد كه تو چنين بكن يا چرا فلان چنان نكرد ؟ چاره ى اين درد استعاذه است و از سر شيطان به پناه رحمان گريختن ، كه به جاى تسليم به افكار پريشان ، دل به آن سو متوجّه كند كه خدا به او عنايت كرده است : از علم يا هنر با سرمايه ى مالى و اعتبارى كه در اختيار دارد به يارى خدا مدد بخواهد تا عمل مثبت جلو راههاى فكر منفى و شيطانى را ببندد . مثنوى در دفتر اوّل ، قصّه ى مفلس زندانى و شكايت نزد قاضى اين مطلب را چنين پرداخته است : استعيذ اللَّه من شيطانه « قد هلكنا آه من طغيانه » يك سگ است و در هزاران ميرود هر كه در وى رفت او آن مىشود هر كه سردت كرد ميدان كو در اوست ديو پنهان گشته اندر زير پوست چون نيابد صورت آيد در خيال تا كشاند ، آن خيالت در و بال از خيالات تو مىآيد بلا چون خيالت فاسد آمد جابجا گه خيال مكسب و سوداگرى گه خيال تاجرى و داورى گه خيال نقره و فرزند و زن گه خيال بو الفضول و بو الحزن گه خيال فرجه و گاهى دكان گه خيال علم و گاهى خان و مان گه خيال آشتى و جنگها گه خيال نامها و ننگها هين برون كن از سر اين تخبيلها هين بروب از دل چنين تبديلها هين بگو لا حولها اندر زمان از زبان تنها نه ، بل از عين جان 4 - از آيت 205 « وَإِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ » - تا آخر به واسطه ى عموم مستفاد از آن مىتوانيم بفهميم كه آنچه مستند به قرآن باشد و وابسته ى به آثار قرآنى از قبيل تعليم و تربيت و راهنمائى مانند وعظ و تبليغهاى مفيد و قوانين و آداب مشروع و پسنديده كه به صلاح فرد و اجتماع است . جملگى را بايد گوش داد و فرا گرفت و به آن عمل كرد . و به خصوص جمله ى « لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » تأكيد مىكند كه عمل به قرآن موجب